
جدول الأفعال الفارسية
بقلم محمد درويش
مقدمة
منذ سنوات ونحن نعلم اللغة الفارسية في مركز البصيرة وقد ارتأينا صناعة هذه الصفحة لمساعدة المتعلمين في دورة اللغة الفارسية وتسهيل عملية تصريف الأزمنة المختلفة من الأفعال. يتم تحديث هذه الجداول بشكل مستمر.
كيفية صناعة كل فعل
| النوع | الوصف | الصيغة | مثال |
|---|---|---|---|
| المصدر | الفعل في شكله الأساسي، بدون تصريف | جذر الفعل + "ن" | رفتن (أن تذهب) |
| المضارع الإخباري | يشير إلى فعل يحدث في الحاضر | بادئة "می" + جذر الفعل + نهاية تتغير حسب الضمير | میروم (أنا أذهب) |
| المضارع الالتزامي | يشير إلى التمني أو الرغبة في حدوث فعل | بادئة "ب" + جذر الفعل + نهاية تتغير حسب الضمير | بروم (أن أذهب) |
| المضارع المستمر | يشير إلى فعل يحدث بشكل مستمر في الحاضر | فعل "دارم" + فعل المضارع الإخباري | دارم میروم (أنا ذاهب الآن) |
| الماضي البسيط | يشير إلى فعل حدث في الماضي | جذر الفعل + نهاية الماضي حسب الضمير | رفتم (ذهبت) |
| الماضي الاستمراري | يشير إلى فعل كان يحدث باستمرار في الماضي | بادئة "می" + فعل الماضي البسيط | میرفتم (كنت أذهب) |
| الماضي المستمر المدعوم بـ "داشتن" | يستخدم للتعبير عن حدث كان مستمراً في الماضي وكان متوقعاً استمراره لفترة | فعل "داشتم" + فعل الماضي الاستمراري | داشتم میرفتم (كنت ذاهباً باستمرار) |
| الأمر | لإعطاء أمر أو طلب | جذر الفعل + نهاية الأمر حسب الضمير | برو (اذهب) |
صناعة الفعل المضارع الإخباري
صناعة الفعل المضارع الإخباري من المصدر يتطلب جهدا ولا تتبع قاعدة واحدة, ولتوضيح ذلك يمكنك اتباع الرابط التالي:
https://www.jahanshiri.ir/fa/en/verb-classification
الأفعال المستثناة
| الفعل | النوع المستثنى | السبب | مثال |
|---|---|---|---|
| بودن (أن تكون) | المضارع المستمر، الماضي المستمر المدعوم بـ "داشتن" | بودن فعل ناقص يعبر عن الحالة الدائمة، لذا لا يُستخدم في صيغة المضارع المستمر أو الماضي المستمر المدعوم بـ "داشتن". | هستم (أنا أكون)، بودم (كنت)، باش (كن) |
| داشتن (أن يمتلك) | المضارع المستمر، الماضي المستمر المدعوم بـ "داشتن" | الملكية في الفارسية تُعبر عن حالة ثابتة، لذا لا يُستخدم الفعل "داشتن" في المضارع المستمر أو المدعوم بـ "داشتن". | دارم (أملك)، داشتم (كنت أملك) |
| توانستن (أن يستطيع) | المضارع المستمر، الماضي المستمر المدعوم بـ "داشتن" | القدرة تعتبر حالة أو إمكانية، ولا تحتاج لصيغة مستمرة في الاستخدام الشائع. | میتوانم (أستطيع)، توانستم (استطعت) |
| بایستن (أن يجب) | جميع الأفعال المستمرة | بایستن يعبر عن وجوب أو ضرورة، لذا يأتي دائماً بصيغة الدوام ولا يتطلب استمراراً. | باید بروم (يجب أن أذهب) |
| شدن (أن يصبح) | المضارع المستمر | يشير إلى التغيير من حالة إلى أخرى، وبالتالي لا يستخدم بصيغة المضارع المستمر في معظم الحالات. | میشوم (أصبح)، شدم (أصبحت) |
| آمدن (أن يأتي) | المضارع الالتزامي | نادر الاستخدام بصيغة الالتزامي لأن صيغة المضارع الإخباري تكفي عادة للإشارة إلى الوصول أو القدوم. | میآیم (أأتي)، آمدم (أتيت) |
الأفعال الشائعة
يتم تحديث هذا الجدول باستمرار
| المصدر | المضارع الإخباري | المضارع الالتزامي | المضارع المستمر | الماضي البسيط | الماضي الاستمراري | الماضي المستمر المدعوم بـ "داشتن" | الأمر |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| رفتن | میروم، میروی، میرود، میرویم، میروید، میروند | بروم، بروی، برود، برویم، بروید، بروند | دارم میروم، داری میروی، دارد میرود، داریم میرویم، دارید میروید، دارند میروند | رفتم، رفتی، رفت، رفتیم، رفتید، رفتند | میرفتم، میرفتی، میرفت، میرفتیم، میرفتید، میرفتند | داشتم میرفتم، داشتی میرفتی، داشت میرفت، داشتیم میرفتیم، داشتید میرفتید، داشتند میرفتند | برو، بروید |
| آمدن | میآیم، میآیی، میآید، میآییم، میآیید، میآیند | بیایم، بیایی، بیاید، بیاییم، بیایید، بیایند | دارم میآیم، داری میآیی، دارد میآید، داریم میآییم، دارید میآیید، دارند میآیند | آمدم، آمدی، آمد، آمدیم، آمدید، آمدند | میآمدم، میآمدی، میآمد، میآمدیم، میآمدید، میآمدند | داشتم میآمدم، داشتی میآمدی، داشت میآمد، داشتیم میآمدیم، داشتید میآمدید، داشتند میآمدند | بیا، بیایید |
| داشتن | دارم، داری، دارد، داریم، دارید، دارند | داشته باشم، داشته باشی، داشته باشد، داشته باشیم، داشته باشید، داشته باشند | - | داشتم، داشتی، داشت، داشتیم، داشتید، داشتند | - | - | داشته باش، داشته باشید |
| بودن | هستم، هستی، هست، هستیم، هستید، هستند | باشم، باشی، باشد، باشیم، باشید، باشند | - | بودم، بودی، بود، بودیم، بودید، بودند | - | - | باش، باشید |
| دیدن | میبینم، میبینی، میبیند، میبینیم، میبینید، میبینند | ببینم، ببینی، ببیند، ببینیم، ببینید، ببینند | دارم میبینم، داری میبینی، دارد میبیند، داریم میبینیم، دارید میبینید، دارند میبینند | دیدم، دیدی، دید، دیدیم، دیدید، دیدند | میدیدم، میدیدی، میدید، میدیدیم، میدیدید، میدیدند | داشتم میدیدم، داشتی میدیدی، داشت میدید، داشتیم میدیدیم، داشتید میدیدید، داشتند میدیدند | ببین، ببینید |
| گفتن | میگویم، میگویی، میگوید، میگوییم، میگویید، میگویند | بگویم، بگویی، بگوید، بگوییم، بگویید، بگویند | دارم میگویم، داری میگویی، دارد میگوید، داریم میگوییم، دارید میگویید، دارند میگویند | گفتم، گفتی، گفت، گفتیم، گفتید، گفتند | میگفتم، میگفتی، میگفت، میگفتیم، میگفتید، میگفتند | داشتم میگفتم، داشتی میگفتی، داشت میگفت، داشتیم میگفتیم، داشتید میگفتید، داشتند میگفتند |